سالها پیش با دیدن تصاویر محاکم دادگستری در تلویزیون به شغل وکالت علاقهمند شدم و تصمیم گرفتم تا شغل وکالت را برای آینده خویش برگزینم. مدت زیادی نگذشت که به رویای خود دست یافتم و موفق به اخذ پروانه وکالت گردیدم. دیگر محاکم را نه در تلویزیون بلکه در واقعیت و از نزدیک میدیدم؛ اما هر روز که از دادگاه برمیگشتم ساعتها به فکر فرو میرفتم، چهره و حالات مردمی که گاهی هراسان و اندوهگین با عجله از پلههای دادگستری بالا و پایین میرفتند یا آنهایی که از شدت خوشحالی از پیروزیشان در دادگاه در پوست خود نمیگنجیدند. به راستی مگر زندگی برای دسته اول به پایان رسیده بود یا تمام دنیا به کام دسته دوم شده بود؛ نمیدانم … گاهی مردم جلو راهم را میگرفتند و با یک سوال "ببخشید، شما وکیل هستید؟" درد دلشان را شروع میکردند و من فارغ از گذر زمان دقیقههای طولانی به آنها گوش میدادم و گاهی در حد بضاعت علمی آنها را راهنمایی میکردم. در تمام این مصاحبتها یک چیز را به خوبی فهمیدم، بعضی افراد در دعوی محق بودند، اما توانایی دفاع از خویش را نداشتند و دادگاه را باخته بودند. سالها به همین منوال گذشت تا اینکه تصمیم گرفتم یک تیم حقوقی تشکیل دهم و از همکاران دلسوز و کار بلد خویش دعوت به همکاری نمایم. همکارانی که دغدغههای شبیه من داشتند دعوتم را پذیرفتند. اکنون سالهاست که این تیم حقوقی به دنبال دادخواهی از حقوق افرادی است که توان علمی و مالی لازم را جهت دفاع از خویش ندارند؛ موفقیت در صدها پرونده قضایی که به الطاف خداوند و پشتکار وکلای مهربان مجموعه حاصل شده است، شاهد این ادعا است. همراهی شما در این سالها همواره افتخار ماست.
سخنی از پدر حقوق نوین ایران، زنده یاد دکتر امیر ناصر کاتوزیان:
سالها پیش با دیدن تصاویر محاکم دادگستری در تلویزیون به شغل وکالت علاقهمند شدم و تصمیم گرفتم تا شغل وکالت را برای آینده خویش برگزینم. مدت زیادی نگذشت که به رویای خود دست یافتم و موفق به اخذ پروانه وکالت گردیدم. دیگر محاکم را نه در تلویزیون بلکه در واقعیت و از نزدیک میدیدم؛ اما هر روز که از دادگاه برمیگشتم ساعتها به فکر فرو میرفتم، چهره و حالات مردمی که گاهی هراسان و اندوهگین با عجله از پلههای دادگستری بالا و پایین میرفتند یا آنهایی که از شدت خوشحالی از پیروزیشان در دادگاه در پوست خود نمیگنجیدند. به راستی مگر زندگی برای دسته اول به پایان رسیده بود یا تمام دنیا به کام دسته دوم شده بود؛ نمیدانم … گاهی مردم جلو راهم را میگرفتند و با یک سوال "ببخشید، شما وکیل هستید؟" درد دلشان را شروع میکردند و من فارغ از گذر زمان دقیقههای طولانی به آنها گوش میدادم و گاهی در حد بضاعت علمی آنها را راهنمایی میکردم. در تمام این مصاحبتها یک چیز را به خوبی فهمیدم، بعضی افراد در دعوی محق بودند، اما توانایی دفاع از خویش را نداشتند و دادگاه را باخته بودند. سالها به همین منوال گذشت تا اینکه تصمیم گرفتم یک تیم حقوقی تشکیل دهم و از همکاران دلسوز و کار بلد خویش دعوت به همکاری نمایم. همکارانی که دغدغههای شبیه من داشتند دعوتم را پذیرفتند. اکنون سالهاست که این تیم حقوقی به دنبال دادخواهی از حقوق افرادی است که توان علمی و مالی لازم را جهت دفاع از خویش ندارند؛ موفقیت در صدها پرونده قضایی که به الطاف خداوند و پشتکار وکلای مهربان مجموعه حاصل شده است، شاهد این ادعا است. همراهی شما در این سالها همواره افتخار ماست.
سخنی از پدر حقوق نوین ایران، زنده یاد دکتر امیر ناصر کاتوزیان: